سایت فوتبال مردمی

چاپ

نامه ای به وزارت ورزش و جوانان

نخستين رسالت ما كشف بزرگترين غامضی است كه از آن كمترين خبر‍ی نداريم و آن « متن مردم » است و پيش از آنكه به هر چاره ای بگرويم بايد زبانی برای حرف زدن با مردم بياموزيم و اكنون گنگيم. ما از آغاز پيدايشمان زبان آنها را از ياد برده ايم و اين بيگانگی، قبرستان همه آرزوهای ما و عبث كننده همه تلاشهای ما است. «دكتر علی مزينانی»

حضور محترم جناب آقای دکتر شعبانی بهار
معاون محترم ورزش همگانی وزارت ورزش و جوانان

سخن از ورزش همگانی است و نیز عهده دارشدن این رسالت ملی که ملتی را باید از فقر تحرک نجات داد و به پویایی و نشاط و سرزندگی بیشتر دعوت و ترغیب نمود و براستی چه رسالت سختی است بخصوص زمانی که خود مردم مطالبات مشخص و معلوم ورزشی ندارند تا راه و عمل «ورزش همگانی» هموار و مدون و هدفمند باشد (عدم سلیقه ای برخورد کردن مدیریت ها با مقوله ورزش همگانی). وقتی که جامعه ای نمی داند کدام ورزش (رشته ورزشی) را نیاز دارد و نمی خواهد ورزش کند آنهم بجهت اینکه ورزش را در دسترس خود نمی بیند و یا مشوق های لازم را ندارد، در چنین فضائی رسالت قافله سالاری ورزش همگانی بواقع چیست؟ آیا می بایست به جهت اینکه «کبیر فکری - ورزشی» است در برابر جامعه ای که نیاز خویش را نمی تواند اعلام و مشخص  نماید و به عنوان «صغیر» فکری در این خصوص مطرح است، به جای ایشان فکر کند (محرک اصلی) و به عنوان مغز متفکر این پیکره تعقل و تدبرلازم نماید تا موجبات تحرک و پویایی این پیکره گردد؟ هرچند، متاسفانه تاکنون در اذهان عموم و حتی اولیای ورزش همگانی اینگونه آمده که «ورزش همگانی» مساوی است با تجمع بسیاری از شهروندان ایرانی در راستای یک رشته ورزشی خاص با «فراخوانی محلی و یا منطقه ای و ملی» شامل پیاده روی همگانی دوچرخه سواری همگانی دوی همگانی کوه پیمایی همگانی طناب کشی همگانی و....  بله، ما پیوسته با این تعریف به ورزش همگانی نگریسته ایم و می نگریم در حالی که اگر ما معتقد بودیم که هر شهروند ایرانی در تمامی مدت 24 ساعت هفته نیاز به ورزش دارد، آنگاه 2 تعریف از ورزش همگانی در مقابل رویمان می بود1- همین نگاه فعلی (فرا خوان و تجمیع شهروندان جهت تحقق یافتن ورزش همگانی) یا ابتدائی ترین نگاه و تعریف از ورزش همگانی و 2- نگاه عام و جاری ورزش در جامعه، مثل پاسخ دادن به این سوال که چگونه شهروندان ایرانی در هرجای این مرز و بوم بتوانند «ورزش» روزانه و حتی شبانه نیز داشته باشند؟ (بدون فراخوان و تجمیع در یک محله و منطقه) که رویکردیست خود جوش و ورزشی در اقشار جامعه. آری، با این نگاه و تعریف دیگر است که اندیشه «عام- ورزش همگانی» تحقق و تکوین می یابد و سپس این سوال طرح می شد که برای هر روز انسان و جامعه ایرانی چه ورزش سهل الوصول و آسانی وجود دارد تا آنرا در اختیار شهروندان قرار داد؟ (آنهم با صرف هیچ هزینه ای از سوی ورزش کشور)، تا جامعه ایرانی از فقر تحرک مفرط رهایی یابند؟ بی تردید جواب این سئوال فقط در «ووشو» (تای چی) است (مادر ورزشها). آری، با نرمش عمومی آن رشته ورزشی است که هر شهروند ایرانی(کوچک و بزرگ، مرد و زن، روستایی و شهری، کارمند و کارگر، مرفه و فقیرو...) در هرکجا که باشد می تواند با اجرای «فرم» همگانی تای چی، آنهم در کمترین  زمان (3دقیقه ای الی...) و کمترین مساحت (1در1) به «ورزش نخستین» بپردازند و قدمی مفید در راه سلامت جسمی و روحی خویش بردارد (ورزش و نرمش و فرم همگانی کشور چین که کودک 3 ساله تا پیر زن و مرد 103 ساله را در کنار هم قرار می دهد تا نشان دهد که این ورزش مردمی است و برای سلامت جامعه طراحی و پی ریزی شده) و یا با آموزش پایه ای و همگانی دیگر ورزشها می توان تنوع فراوانی در جذب ورزش برای شهروندان ایرانی بوجود آورد و بستر وسیع تری را جهت «ورزش عام همگانی» در جامعه ایرانی جاری و ساری ساخت.

اکنون با تقدیم احترام به عرض می رساند که اینجانب (مهدی میرابی) یکی از اهالی مردمی ورزش هستم که به جهت سوء مدیریت ها و عدم مدیریت های ورزشی در طول 20 سال گذشته برانگیخته شده ام و همواره و پیوسته نیز کوشیده ام تا از جایگاه خویش که همان قعر نشینی ورزش است، نخست به صورت کلان به ورزش بنگرم و بعد به راه ها و راهکارهای مردمی ورزشی بیندیشم و با ارائه ایده ها و طرح های خویش همانند بذری مفید و ملی بجوشم و ریشه بدوانم تا خیزشی مطلوب و ورزشی در این مرز و بوم حاصل و عارض گردد (خیر جاریه). از این روی، از رصدگاه مصرف کننده صرف ورزش به منتقد ورزشی تبدیل شدم و طی این 2 دهه کوشیده ام تا در مقابل هر انتقاد یک پیشنهاد ارائه دهم و در این راستا «ایده پارک راه »، طرح آموزش پایه ای و همگانی فوتبال و طرح تشکیل تیم ملی «ب» مردمی (سقف ورزش) ایده، نرمش صبحگاهی و شامگاهی عموم ایرانیان (کف ورزش) و بازی جدیدی را تهیه و تدوین نمایم، آنهم با این رویکرد که مستلزم بودجه و مساعدت مالی برای نظام ورزش کشور نگردد (طرح هادی). حال نخست از خدا و بعد از حضرتعالی درخواست دارم تا فرصت و مهلتی جهت تشریح و توضیح ایده ها و طرح های خویش  به بنده بدهید. باشد که با تقدیم مکنونات عقلی و قلبی و قلمی خویش که در راه ورزش ایران زمین صرف شده بتوانم در سایه  توجه و عنایت آن مدیریت محترم،کاری شایسته و در خور نام و شان به این مردم ارائه دهم.   بدان امید- بدرود.

یکی از اهالی مردمی  ورزش- مهدی میرابی

و اما پیوست ها عبارتند 1- نامه ای که قبل از انتخاب «جناب وزیر» نوشته ام (اگر وزیر ورزش بودم)  و پیوست 2و3 (کدام فوتبال! و معرفت فوتبالی) آخرین مقالاتی است که در «سایت فوتبال مردمی» منعکس نموده ام.

زمانی که اراده ای برای به هم نزديک کردن انديشه های همگانی در کار باشد، راهی برای رسيدن به آن يافت می شود. اين توانايي نيز با به کار افتادن پرورش می يابد و نيرومند می شود. «کونوسوکی ماتسوشيتا»

ساعت 11 صبح مورخ 19 شهریور 1393

چارت همگانی ارائه شده به وزارت ورزش

چاپ

اگر همه می توانستند از استعدادهای خود درست بهره بگیرند، دنیا همان بهشت موعود می شد که همه می خواهند. «زکریای رازی»

کدام فوتبال؟

بحث از تغییر بنیادین و ساختاری است و سخن از علی کفاشیان است همین ریاست تحمیل شده بر فوتبال ایرانی که بنا بود جاده صاف کنی برای مهندس علی آبادی شود(ریاست پیشین ورزش ایرانی)، اما به جهت منع قانونی، قرعه به نام او در آمد و در کمال ناباوری همگان «رئیس فدراسیون فوتبالمان» گردید! تا پایه گذار «فوتبال اساسنامه زده» بعداز تعلیق فوتبالمان گردد و دوره او نیز شروع  شد و الحق که فقط در امور بوروکراسی»  تبحر داشت و لذا خیلی زود  ازدیدگاه AFC بهترین فدراسیون آسیا شناخته شد (قبل از کفاشیان این  AFC بود که به دنبال مراجع فوتبالیمان می گشت و به این و به آن نامه و بخش نامه و دعوت نامه و... می نوشت و ایمیل می داد و آقایان نیزدر کمال بی توجهی و تاخیر جواب می دادند و نمی دادند و ... اما از زمان کفاشیان یک پیک مستقیم دم گوش  AFC ایستاده است که در کمال ادب پیام و مراسلات را می گیرد و به فدراسیون منتقل می نماید و در این فدراسیون است که باشگاههای لیگ برتر دارای یک ترازنامه و مالکیت خصوصی شده به AFC  معرفی می گردند و ... که اینها می شود حسن و برتری  فدراسیون ازدیدگاه AFC). و اما از این سو ما اهالی فوتبال در درون خود به این انتخاب می خندیدیم که با این همه شکست و افتضاح در لیگ و ... که در کارنامه این فدراسیون ثبت است، شده ایم بهترین «فدراسیون فوتبال در آسیا» (لوک خوش شانس) !!! و جالب آنکه علیرغم این حقیقت که درخواست ما اهالی فوتبال از علی کفاشیان همواره و پیوسته دست به ایجاد یک ساختار بنیادین و هدفمند در فوتبالمان زدن بوده است (حتی یک ساختار مجازی و موقت)، او گوشی برای این پیام ها نداشت و ندارد و با این حال باز در کمال تعجب همگان می شنویم که اینک «مسئولیت جدیدی در کنفدارسیون فوتبال آسیا به وی اعطاء شده (عضو یا ریاست کمیته تغییر بنیادین و ساختاری). با این وصف می بینی که باز باید خندید و خندید در پاسخ خنده ها و... براستی او استاد «بوروکراسی» بازی است و ایکاش به جز این نیز هنر دیگری می داشت. ایکاش علی کفاشیان کوچکترین برنامه و ایده ای در ذهن شخصی خود جهت «تغییر بنیادین و ساختار سازی مطلوب در فوتبال کشورش» نیز می داشت، همان فوتبالی که مسئول اصلی آن است؛ ایکاش او می توانست به «ما» بگوید که چگونه فوتبالی داریم و چه بایدمان!!!(مدیریت ایده+ عمل). اما براستی او و ما از فوتبالمان چه می خواهیم؟ و چه می دانیم! اگر به آقای کفاشیان و (عقلای فوتبالی) بگویند از گزینه های ذیل:

1- فوتبال برای فوتبال؟

2- فوتبال برای مردم؟

3- مردم برای فوتبال ؟

کدام گزینه را انتخاب می کردید؟  و سئوال دیگر: « فوتبال ایرانی در کدامیک از مسیرهای بالا سیر و سلوک کرده و می کند؟»، چه جواب می دادید؟  فوتبالی که تمامی آن به قول آقای تاج (ریاست سازمان لیگ) صد در صد با هزینه دولت است؟ یعنی که «مردم» در خدمت فوتبال بوده و هستند! چرا؟ چون ما و نگرش ما اینگونه خواسته یا بر ما تحمیل شده! و در این مسیر همواره و پیوسته نیزمنفعل فوتبالی بوده ایم. و افسوس، همان فوتبالی که ذات وجودی اش «مولد» است و آفریننده وحرکت بخش، اما در جامعه ایرانی می شود نیروی مصرف کننده و معدوم کننده داشته های مادی و معنوی؛ همان فوتبالی که می بایست مروج پاکی و نشاط و شور و سرزندگی گردد، در این سرزمین تبدیل می گردد به میدان تفرقه ها و پراکندگی ها و پلشتی ها و... ؛ همان فوتبالی که ذات وجودی اش دلالت به «جمع» می کند، در این سرزمین تبدیل می شود به «فوتبال من» و زایشگاه انواع «سوپرمن» های شکست خورده و ستاره های مقوائی ومغموم...

اینکه چرا ذات خوب و مطلوب فوتبال در درون کشورمان به «استحاله» کامل مبدل می شود (فوتبال استعماری که مردم را به خدمت خود می گیرد در حالی که می بایست در خدمت و نردبان  تعالی «مردم» باشد و در بسیاری از زمینه های اجتماعی و اقتصادی  و ورزشی و... مفید و آرام بخش برای یک جامعه گردد، ولی این چنین نیست) متاسفانه این چگونگی  و استحاله رفتاری، برای هیچ یک از روسای فوتبالی و عقول فوتبالی مان گویا مهم نبوده و نیست  و دریغا هیچگاه نخواسته ایم در سایه خردورزی فردی ریاست فوتبالمان (مدیر آفریننده) یا با همراهی خرد عمومی فوتبالمان به اولین سوال های بنیادین و ریشه ای فوتبالی – ایرانی توجه و اهتمامی داشته باشیم! هرچند تا دلتان بخواهد یه دنیا مطالب «فایلی» در ذهن حضرات اندیشمند فوتبالی می بینیم که با ارائه آمار و ارقام و قیاس و استنتاج،  شما را متعجب می دارند از این همه دانش و هوش فوتبالی، ولی همین آدم نمی تواند فرای پوسته و حباب فوتبال تقلیدی – ایرانی که مادرزاد اسیر و گرفتار آن شده ایم، قدمی فراتر رود و پرسشگر واقعی و اصیل باشد! آری، به همین دلیل است  که باید گفت «فوتبال ایرانی در خلاء اندیشه» قرار دارد و محکوم به فرسایش خویش است! اما ریاست آن مامور به تحول بنیادین و ساختار سازی نوین در کنفدارسیون فوتبال آسیا می شود!!! بله از این آقا باید بپرسید شما که مسئول کل این خراب آباد فوتبالی هستید، فوتبال ایرانی در کدام مسیر قرار دارد؟(جامعه ایرانی در خدمت فوتبال) و آیا به جز این مسیر «راه» دیگری می بینید (مثل فوتبال در خدمت جامعه ایرانی). آیا ایده و اهدافی که منجر به تعالی جهشی فوتبالمان شود در ذهن دارید؟ (بواسطه راس بودن، تئوریسین نیز بودن). آری، شاید علی کفاشیان بتواند در «بوروکراسی» و دپارتمان بازی  AFC یک پدیده ای را موجب و شامل شود، اما من مردمی به شما قول می دهم که او هیچگاه نمی تواند «تحولی پایدار و مطلوب که منجر به ساختار سازی در فوتبالمان شود» را موجب و شامل گردد، زیرا که من قریب به دو دهه است که به ایشان ضرورت یک تحول نوین را در فوتبال ایرانی منعکس نموده ام (چه آن هنگام که معاونت ورزش بود و بعدکمیته ملی المپیک و چه طی این سالیانی که در مسند فوتبالمان جلوس کرده و در این مدت ایمان آوردم که «خشک ابری که بود از آب تهی / ناید از وی صفت آب دهی». بار خدایا به ریاست فوتبالمان بفهمان که فوتبال بندی است ما بین انسان و اراده او، در صور فردی و گروهی و اجتماعی که در سایه خرد جمعی خویش آفریننده می گردند و اینک و امروز« او» متولی و مسئول آن رسالت خطیر شده و به او  بیاموز که چراغی که می بایست در درون این فوتبال روشن گردد(تغییر بنیادین و ساختار سازی) حرام است که در کنفدارسیون فوتبال آسیا خرج گردد ! خدایا این باور را به ریاست فوتبالمان بقبولان که فوتبال ایرانی نیاز مبرم و شدید به تغییر بنیادین دارد و مردم فوتبالی همانند کویری خشک، تشنه اند و با له له آبی گوارا را انتظار می کشند و او میراب این دشت تشنه است که یا باید به رسالت سخت و خطیر خود پردازد (با آگاهی مضاعف) یا صحنه را ترک گوید تا دیگری عهده دار آگاهانه و خردورزانه آن گردد.

امید آنکه ریاست فوتبالمان به اشراق (روشن شدگی فوتبالی) خویش نائل آید و باور داشته باشد که «نقشه راه فیفا» (یا همان فوتبال اساسنامه زده) هدف نیست بلکه ابزار راه است نه مقصد، در حالی که فوتبال ایرانی نیاز به هدف و مقصودی بزرگ دارد که تاکنون دراین خصوص هیچ کاری  برایش صورت نگرفته است، باشد که تغییر بنیادین در فوتبال ایرانی به دغدغه ای بزرگ برای ایشان تبدیل شود تا فوتبال ایرانی از این نعمت (مدیر راه یاب و جهت یاب)«تولد دوباره» بیابد، بدان امید- بدرود.

یکی از اهالی مردمی فوتبال – مهدی میرابی

ای بشر گرچه خلق شده ای ولی برخیز و ثابت کن که اشرف مخلوقاتی . «کارلایل»

چاپ

 گاهی وقت ها 

گاهی وقت ها ...

گاهی وقت ها نفر اول شده ای ولی به جایگاه دیگران حسرت می خوری.

گاهی وقت ها باید به خاطر جایی که هستی شاد باشی.

گاهی وقت ها متوجه جایی که ایستاده ای نیستی.

گاهی وقت ها نگاه دیگران برایت مهمتر از نگاه خودت به زندگی می شود.

گاهی وقت ها صدای دیگران نمی گذارد آنچراکه باید، بشنوی.

گاهی وقت ها می بازی اما شاید که به هدف نزدیک تر شده باشی.

گاهی وقت ها داشته هایت بیشتر از ادعایی است که برنده ها دارند.

گاهی وقت ها لازم است هرجا که هستی از خودت راضی باشی.

چاپ

منشور اخلاقی ورزش

پيام اپيكتتوس، فيلسوف يوناني از اعماق قرون (حدود 2000 سال پيش) برای ورزشكاران

«از آغاز تا انجام هر كار را در نظر آر و آنگاه بدان بپرداز. و گر نه چون عواقب كار را نسنجیده باشی، نخست با شوق بسیار بدان روی می آوری و سپس همین كه دشواریها پدیدار شوند، یكباره فرو می مانی. آیا مشتاق آنی كه در بازیهای المپیك پیروز شوی؟ من نیز بدان مشتاقم. قسم به خالق یكتا كه چیز پسندیده ایست. اما پیش از آنكه بدان راه گام نهی، عواقب آن را در نظر آر. باید قید انضباط به گردن نهی؛ به اندازه خوری؛ از شیرینیها بپرهیزی؛ در ساعات مقرّر در سرما و گرما به تمرین بپردازی؛ آب سرد و شراب جز به اجازة مربیان ننوشی؛ باید همچنان كه بیمار خود را به پزشك می سپارد تو نیز اختیار خود را یكجا به مربیت دهی و چون گاه مسابقه در رسد آماده باشی كه ضربتها خوری؛ دستت بشكند؛ مفصلهایت گزند بیند؛ دهانت به گل آلوده شود؛ و با این همه به جای شهد پیروزی شرنگ شكست به كامت ریخته شود. چون همة اینها را دانستی و همچنان خود را مشتاق یافتی، آنگاه به میدانهای ورزش گام نه. كار بی مطالعه شیوة كودكان است كه هر دم به چیزی دل می بندند. مانند آنان تو نیز یك روز ورزشكار، روز دیگر گلادیاتور، یا ناطق، یا فیلسوفی، لیكن در حقیقت هیچ یك نیستی. مانند بوزینگان به هر چه می رسی خیره می نگری و  از آن تقلید می كنی؛ ابتدا به شتاب و بی تفكر به كارها روی می آوری و آنگاه هیچ یك را به انجام نمی رسانی.

ای مرد ابتدا به كیفیت كاری كه در پیش گرفته ای بیاندیش، سپس به توانایی خود بنگر و ببین آیا یارای آن را داری. آیا می خواهی در بازیهای دو و میدانی شركت كنی یا در كشتی؟ به بازوهایت و اندامت و كمرت نگاه كن. زیرا هر انسانی بهر كاری ساخته شده است.

اگر می پنداری كه ورزشكار  نیز می تواند مانند دیگران بخورد و بیاشامد و شعلة‌ هوسها را فرو نشاند، پندارت خطاست. باید تا دیر گاه بیدار باشی؛ سخت بكوشی؛ آشناهایت را رها كنی؛ از برنده تحقیر بینی؛ مورد تمسخر قرار گیری؛ و به شرف و كار و اعتبارت بدترین لطمه ها وارد آید.

مسئله این است: آیا تو آماده ای كه چنین بهای گران برای آرامش خاطر، آزادی و آسایش خود بپردازی؟ اگر آماده نیستی گرد آن مگرد. مخواه كه مانند كودكان روزی فیلسوف، روز دیگر مالیات ستان، سپس ناطق و آنگاه مباشر قیصر باشی. این خواهشها با هم بر آورده نمی شوند. تو باید یك انسان باشی، خوب یا بد، یا مبانی معنویت را استوار سازی یا استعداد های جسمانی را پرورش دهی. یا باید "درون" را در یابی و یا "برون" را. خلاصه از مقام یك فیلسوف و یك رهگذر ساده باید یكی را بر گزینی.»


«اپیكتتوس، اندیشه ها"، بخش 29 »


فیلم فوتبال

برترین گلهای تاریخ

جادوی فوتبال خیابانی

بهترین بازیهای تاریخ

برترین بازیکنان تاریخ

کاریکاتورها

نظرسنجی

نظر شما درخصوص وب سایت فوتبال مردمی چیست؟
 

تعداد بازدیدکنندگان

mod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_counter
mod_vvisit_counterامروز37
mod_vvisit_counterدیروز70
mod_vvisit_counterمجموع100495